محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

726

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

گفت : لعنت بر تو باد و بر آنكه تو از پشت وى آمدى . سيف خشم آلود به خانهء مادر اندر شد و گفت : پدر من كيست ؟ گفت : ابرهه پدر يكسوم و مسروق ، و مرا بجز وى شوى نبوده است . گفتا دروغ گويى كه مسروق مرا لعنت كرد و پدرم را ، و كس پدر خويش را لعنت نكند ، و اگر چيزى ندانستى از نسبت من چنين نگفتى . شمشير بكشيد و گفت : راست بگوى كه پدر من كه بوده است يا هماكنون خويشتن را بدين شمشير فرو برم چنان كه از پشت بيرون آيد . مادرش بگريست و شمشير از دست وى بستد و او را قصّهء پدرش همه بگفت و رفتن پدرش به در قيصر و نوشروان .